روش های مداحي
الف) مقدمه مجلس
مقدمه سازي قبل از خواندن گاهي لازم است و قبل از شروع به خواندن، مجلس را طوري آماده مي¬كند كه سخنان مداح نزد شنوندگان مقبول مي¬افتد. البته با توجه به شرايط ، گاهي مجلس بدون مقدمه آغاز مي شود و همان جملات عربي ابتدايي كه شامل عرض ادب به امام زمان(عج) و تعيين مناسبت هست، نقش مقدمه را ايفا مي كند.
مقدمه سازي مي¬تواند موارد زير باشد:
1. توضيح درباره مطلبي كه مي¬خواهيد بخوانيد ، مثلا راجع به اينكه اثر كيست
2. اظهار ادب و تواضع نسبت به پيش كسوتان و بزرگان حاضر در مجلس
3. توضيح درباره مناسبتي كه در آن قرار داريد
4. خواندن رواياتي در زمينه فضيلت محافل اهل بيت، فضيلت گريه بر اهل بيت كه اينگونه مقدمه سازي نوعي حالت تشويق و ترغيب در خود دارد
ب) چگونه شروع كنيم؟
معمول است كه ذاكرين اهلبيت(ع) مجلس خود را با نام و ياد خدا آغاز مي نمايند و در اين زمينه روايات فراواني ذكر شده كه بدان اشاره اي مي نماييم.
قطب راوندي در دعوات، روايت كرده است كه رسول خدا (ص) فرمودند: «با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم درهاي رحمت را به روي خود بگشاييد».
و فرمودند: «دعايي كه در اول آن بسم الله الرحمن الرحيم باشد رد نمي¬شود.» [1]
شايد شروع مؤثر و زيبا را بتوان حُسن ابتدا ناميد كه بسيار مهم است. از رئيس يك دانشگاه پرسيدند: بعنوان يك گوينده مهمترين حقيقتي را كه فرا گرفته¬ايد چيست؟ پس از يك دقيقه تفكر جواب داد: «پيدا كردن يك مطلب جالب تا بتوانم توجه شنوندگان را به خود جلب كنم».
لذا بايد توجه كنيد در ابتداي خواندن از مطالب و اشعاري استفاده نماييد كه بسيار زيبا ، مؤثر ، نو و تكان دهنده باشد، چرا كه حوصله مخاطبان عادي تا حدي كم است كه گويي از شما اين سؤال را مي¬پرسند كه: آيا حرفي براي گفتن داري يا نه؟
بايد بدانيد در همان لحظه¬اي كه با مخاطبان روبرو مي¬شويد، خواه ناخواه توجهشان را به خود جلب مي-نماييد. جلب توجه شنوندگان براي 5 دقيقه اول كار آساني است، ولي مجذوب نگاه داشتن آنها بعد از 5 دقيقه دشوار مي¬گردد. اگر توجه آنها را در اين موقع از دست بدهيد دوباره به دست آوردن آن دو برابر مشكل خواهد شد. بنابراين در همان جمله اول مطلب جالبي بگوييد و از توجه مخاطب خود استفاده نماييد.
عدم شروع با عذر خواهي
ممكن است يك مبتدي در آغاز مداحي خود عذرخواهي كند و بگويد: «من مداح نيستم، آماده براي مداحي نيستم، حرفي ندارم بزنم و ...»
به هيچ وجه اين كار را نكنيد. مخاطب در موقعي كه يك مداح مجلس خود را اين طور شروع كند عينا چنين احساسي مي¬كند و اين باور در او به وجود مي¬آيد و در نتيجه سخنان شما او را تحت تأثير قرار نخواهد داد.
در هر حال اگر شما براي مداحي آماده نباشيد، بدون گفتن شما برخي از مستمعين آن را خواهند فهميد ولي همه به اين مطلب پي نخواهند برد پس چرا بدون دليل توجه آنها را به اين موضوع جلب مي¬كنيد؟ شايد اصلا عدم آمادگي شما از جانب مستمع نوعي بي احترامي تلقي شود و مستمع با خود بگويد: اگر براي ما ارزش قائل بودي آماده به مجلس مي آمدي. چه بسا آنها بگويند نخير! ما نمي¬خواهيم عذر خواهي شما را بشنويم. ما آمده¬ايم كه استفاده معنوي ببريم.
حس كنجكاوي را برانگيزيد
شما مي¬توانيد حس كنجكاوي مخاطبان را در همان نخستين جمله برانگيزيد تا توجه كامل آنها را به خود جلب كنيد. مي¬توان با طرح يك سؤال و يا شعري كه داراي سوال و جواب است حس كنجكاوي مستمع را برانگيخت. مثل شعر:
گفتم كه روي خوبت، ازمن چرا نهان است گفتم كـه از كـه پـرسم، جانا نشان كويت گفتا تو خود حجابي، ورنه رخم عيان است گفتـا نشان چه پرسي، آن كوي بي نشان است
و يا مي¬توانيد شعري ارائه دهيد كه در آن قسمت مبهمي وجود داشته باشد كه در پايان آن ، با توضيحات داده شده، ابهامي كه در طول كلام وجود داشت، بر طرف گردد. مثل شعر؛
خواستم يك شب دمي لايق شوم
برگزينم بين خوبان خوب تر
دلبري بالاتر از شرح و بيان
در برش خورشيد خاكستر شود
صد چو حاتم بر گدايي درش
بانگ زد دل كيـن هياهو بهر چيست با همه نالايقي عاشق شوم
از همه محبوب ها محبوب تر
دل رباتر از تمام دلبران
ماه بي معناتر از اختر شود
جبرئيل آيد به خاك محضرش
در همـه عـالم بـه از عباس كيست؟
بدين گونه در ابتداي شعر ابهام ايجاد مي¬شود كه اين دلبر كيست و در پايان معرفي مي¬شود كه اين دلبر همان حضرت عباس(ع) است.
با بيان داستان و حكايت نيز مي¬توان كنجكاوي مستمع را تحريك كرد.
آغاز سخن با آيات و روايات و سخن بزرگان
سخنان عميق هميشه جلب توجه مي¬كند. لذا نقل يك سخن مناسب از يكي از موارد مذكور، بهترين طريق شروع مجلس است. و اين يك نوع حسن ابتداي محتوايي است. مثلا شروع با آيه ؛
يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقين [2]
نكته:
اگر آغاز مجلس را با اخلاق و سياست و معارف و آداب معاشرت و اينگونه شعرها پر كنيد، فوق العاده خواهد بود. چون اين اشعار به ميزان بسيار زيادي در بالا بردن سطح فرهنگ جامعه مؤثر است. [3]
ج) راه وضوح بيان
1ـ استفاده از مقايسه
نبايد اهميت توضيح را دست كم بگيريم. يكي از مهمترين مباحث در مداحي مُصَوَّر بيان كردن مطلب است. وقتي كه حواريون از عيسي بن مريم سؤال كردند چرا به مردم به كمك تمثيلات تعليم مي¬دهد جواب داد: «براي اينكه برخي با اينكه چشم دارند نمي¬بينند و با اينكه گوش دارند، نمي¬شنوند».
حضرت عيسي موضوع را با ساده¬ترين و طبيعي ترين راه، حل مي¬كرد؛ يعني با تشبيه كردن شيئي كه براي مردم مجهول بود به شيئي كه مردم آن را مي¬شناختند .
براي اثرگذاري بيشتر بر مستمعين، تنها تكيه كردن بر محتوا و صوت خطاست. سبك و محتوا نياز به يك ضميمه دارد و بهتر است اين ضميمه مجموعه¬اي از تصاوير باشد. زيرا اثر تصويرها بيشتر از كلمات است. روش ايده آل عرضه كردن يك مطلب آن است كه هر يك از قسمت¬هاي محتوايي را با تصوير مجسم كنيم وازالفاظ وكلمات فقط به منظوروصل ومربوط كردن اين تصاوير به يكديگر استفاده نماييم.
انواع تصوير سازي
الف) كلامي
ب) تجسمي
الف) كلامي
در اين نوع تصوير سازي ، طوري مقدمات و مؤخرات مرتبط با روضه را توصيف مي نماييم و عبارات را كنار يكديگر قرار مي دهيم كه مستمع در فضاي رخ دادن واقعه قرار بگيرد. مثلا براي به تصوير كشيدن لحظه بوسيدن زير گلوي امام حسين(ع) توسط حضرت زينب(س) مي گوييم:
« امام سر را بلند كرد ، محاسن سپيدي كه با خون شهدا خضاب شده ، روي معجري قرار گرفت كه ساعاتي ديگر غارت مي شود ، زينب لبهاي خشكيده و ترك خورده را روي گلوي خشك و تفديده برادر گذاشت ، همان گلويي كه ... »
ب) تجسمي
در اين نوع تصوير سازي ، عناصري از روضه را جسميت مي بخشيم و وارد مجلس مي كنيم ، بدين طريق صحنه واقعه در ذهن مستمع مجسم مي شود.
مثلا هنگامي كه روضه تشييع حضرت زهرا(س) را مي¬خوانيم، مي¬توانيد با تابوت تصوير سازي كنيد، و يا روضه حضرت علي اصغر را با گهواره و طفل و به تصوير كشيد.
2ـ تناسب مطلب و زمان
محتواي زياد و زمان كم: گاهي محتواي مجلس انتخابي ما طولاني و مفصل است در حاليكه زمان موجود محدود مي باشد، بعضي از ذاكريني در مراحل اوليه كسب تجربه هستند ، سعي مي كنند كل محتوا را به طريقي در زمان موجود بگنجانند. اين موضوع باعث مي شود از طرفي زمان رعايت نشود و از طرف ديگر ـ با حذف بعضي از حواشي كه براي رساندن وتأثير مطلب لازم است ـ از وضوح بيان كاسته شود و تأثير گذاري بر مستمع هم كم شود. شما بايد محتواي مجلس خود را متناسب با وقت كمي كه داريد تهيه كنيد زيرا كه «خير الكلام ما قل و دل »
3ـ تناسب مطلب و ظرفيت مستمع
گاهي زمان كافي در اختيار شما هست اما شرايط مستمع و مجلس طوري است كه طاقت دريافت محتواي حجيم و مفصل را ندارد ؛ اگر در اين شرايط با تفصيل بخوانيد، تأثيري كه بايد نخواهد داشت.
4ـ به كار بردن مناسب عبارات عربي و اصطلاحات فني و تخصصي
به كار بردن عبارات عربي و اصطلاحات تخصصي جايي كه ضرورتي ندارد باعث مي شود كه از وضوح بيان كاسته شود ، البته استفاده مناسب و به جا از عبارات عربي و ... در تأثير گذاري بر مستمع بسيار حائذ اهميت است. جملات عربي كه در روضه مورد استفاده قرار مي گيرد سه قسم است:
الف) مطالبي كه از زبان راوي در شرح ماجرا نقل شده ؛ كه ضرورتي در بيان عبارات عربي آن نيست مگر جايي كه ضرورتي باشد.
ب) مطالبي كه مفهوم از قول معصوم است اما عبارات از زبان راوي است، كه گاهي بيان عبارات عربي در تأثير بيشتر مؤثر است.
ج) مطالبي كه هم مفهوم از قول معصوم است و هم عبارات ، در اين حالت بهتر است عين عبارات همراه باترجمه بيان شود،چراكه خداوندمتعال تأثيرخاصي در بيان و عبارات معصومين(ع) قرار داده است.
5 ـ اخفا و اظهار
يكي از مباحثي كه به وضوح بيان لطمه مي زند اين است كه كلمات طوري ادا شود كه مبهم و نامفهوم به گوش برسد ، طوري كه محتواي سخن براي مستمع مشخص نشود، به اين حالت اخفا مي¬گوييم. البته حالت مخالف اخفا هم وجود دارد و آن اظهار است كه عبارتست از بيش از حد واضح تلفظ كردن كلمات. هر چند اظهار از وضوح بيان جلوگيري نمي¬كند، اما در كل اثر منفي در خواندن خواهد داشت.
6ـ فصاحت و بلاغت
فصاحت
در لغت به معناي چرب زباني و گويايي و گشاده زباني است. و در اصطلاح مداحي عبارت است از انتخاب بهترين كلمات ، عبارات و جملات براي مفاهيم شعر و روضه و انتخاب بهترين روش بيان و سبك در خواندن شعر و روضه.
موارد فصاحت
1. فصاحت كلمه
2. فصاحت كلام
3. فصاحت متكلم
• فصاحت كلمه
هنگام تهيه متن روضه ، اگر براي مفهوم مورد نظرتان ، بهترين، مناسبترين و مؤثرترين كلمه را انتخاب كنيد ، متن شما داراي فصاحت كلمه است، مثلا براي مفهوم خانه مي توان از چند كلمه استفاده كرد مثل؛ حجره ، اتاق ، بيت ، منزل ، دار و... حال با توجه به مفهوم روضه اگر ما بهترين ، مناسبترين و مؤثرترين كلمه را انتخاب كرديد ، بيان روضه شما داراي فصاحت كلمه است.
اما به طور كلي در ادبيات فارسي اگر كلمه از چهار عيب زير خالي باشد، داراي فصاحت است؛
عیوب فصاحت کلمه
1. تنافر حروف
2. غرابت استعمال
3. مخالفت قياس
4. كراهت سمع
عيب اول
تنافر حروف
تنافر حروف يعني تركيب كلمه طوري باشد كه تلفظ آن دشوار باشد. مثال:
گفتم ز فيض بِپْذير اين نيمه جان كه دارد گفتـا نگـاه دارش غمخـانـه تـو جان است [4]
كلمه بِپْذير در شعر به حالتي قرار گرفته كه به ضرورت وزني شعر حرف "پ" بايد ساكن تلفظ شود و چون اين روش تلفظ دشوار است ؛ عبارت " بِپْذير " در اين شعر فصاحت ندارد.
عيب دوم
غرابت استعمال
يعني آوردن كلمه مهجور يا كلمه¬اي كه ديگر در زبان و بيان به كار نمي¬رود. به طوري كه فهميدن معناي آن براي خواننده و شنونده دشوار باشد. مانند كلمه چرخشت (جايي كه در آن شراب درست مي كنند) و نبيذ(شراب) در شعر زير :
ايـن جامه نه از بهر ستمكاري كردند انگور نه از بهر نبيذ است به چرخشت [5]
عيب سوم
مخالفت قياس
اگر بدون رعايت قواعد دستوري، اسم يا فعلي ساخته شود و كلمه را بر خلاف قاعده دستوري بياوريم ؛ اصطلاحا كلمه داراي عيب مخالفت قياس مي¬شود. [6]
مانند: تُركيدن، تاتيدن و عربيدن و بوالعجبيدن در شعر زير؛
تركـيدم و تاتيـدم و آنـگه عربيدم در ديده صاحب نظران بوالعجبيدم [7]
در اين بيت شاعر از زبان تركي ، تاتي و عربي و از كلمه بوالعجب؛ بر خلاف قياس دستوري فعل مي سازد؛ اينگونه كلمات داراي عيب مخالفت قياس هستند ولذا فصاحت ندارند.
عيب چهارم
كراهت سمع
اگر كلمه¬اي براي گوش ناخوشايند باشد مي¬گوييم داراي عيب كراهت سمع است. [8]
مانند: كريم الجرشي به معناي كريم النفس.
فصحات كلام(جمله)
هنگام تهيه متن روضه ، اگر كلمه ها را به بهترين و مناسبترين حالت كنار هم قرار دهيد و طوري جمله بندي كنيد كه حداكثر تأثير گذاري صورت بگيرد ؛ متن شما داراي فصاحت كلام است.
اما به طور كلي در ادبيات فارسي اگر كلام(جملات) از شش عيب زير خالي باشد، داراي فصاحت است؛
عیوب فصاحت کلام
1. تنافر در كلمات و تنافر در معنا
2. ضعف تأليف
3. تعقيد لفظي
4. تعقيد معنوي
5. تتايع اضافات
6. كثرت تكرار
عيب اول
تنافر در كلمات و تنافر در معنا
1ـ تنافردركلمات:
يعني وضع تركيب وجمله بندي كلمات به صورتي باشد كه تلفظ آن رادشوار كند.
مثل: خواجه تو چه تجارت مي¬كني؟
مي بينيدكه تلفظ اين جمله ازجهت لفظي مشكل است، فلذا براين مبنا اين جمله و كلام فصاحت ندارد.
2ـ تنافر در معني:
يعني جملات از جهت معنا با يكديگر تناسب و ارتباط نداشته باشند ، گويا هر جمله معناي مستقل و خاص خود را دارد و مثل وصله هاي ناجور به هم چسبيده اند. مانند:
قـارون گـويـنـد گنـج داشـت نهاني شاه بلند اختر است و سخت كمانست
مي بينم كه در بيت بالا هر مصراع داراي معناي مستقل خود است و با يكديگر ارتباط معنايي ندارند ؛ در نتيجه اين كلام فصيح نيست.
عيب دوم
ضعف تأليف
يعني تركيب كلام بر خلاف قواعد دستوري باشد و قواعد دستوري در جمله بندي رعايت نشده باشد.
مثال1: در دستور زبان ، بايد فعل و فاعل در جمع و مفرد بودن با هم تطابق داشته باشند ؛ يعني اگر فاعل مفرد است ، فعل مفرد و اگر فاعل جمع است ، فعل هم جمع بيايد. اگر اين قواعد رعايت نشود ، كلام و جمله فصاحت ندارد. مانند: فاطمه آمد(مفرد) ـ علي و فاطمه آمدند(جمع).
مثال2: در جمله هاي عطفي كه داراي يك فعل واحد هستند ، مي توان در جمله هاي اول فعل را حذف نموده و فعل را فقط در جمله آخر ذكر كنيم.
مانند: معلم به كلاس وارد شده و از شاگردان درس پرسيده بود. (يعني : ...وارد شده بود و ...پرسيده بود)
اما اگر افعال جمله هاي عطفي يكي نباشد ، حذف فعل صحيح نيست. و در صورت حذف چون قاعده دستوري رعايت نشده ، كلام و جمله فصاحت ندارد.
مانند: معلم به كلاس واردواز شاگردان درس پرسيد. (اگر فعل شد را حذف كنيم، جمله غلط خواهد شد)
عيب سوم
تعقيد لفظي
يعني ترتيب جملات طوري باشد كه چيزي غير از مقصود اصلي از آن برداشت شود و فهميدن معني ساده آن، دشوار شود. مانند:
پسنـده اسـت با زهد عمار و بوذر كند مدح محمود مر عنصري را؟
معني اين بيت از جهت ترتيبي كه دارد به اين صورت مي¬شود كه آيا پسنديده است كه سلطان محمود، عنصري را مدح كند در حالي كه زاهداني چون عمار و ابوذر هستند؟ در حالي كه معني اصلي بيت اين است كه آيا پسنديده است عنصري، محمود را مدح كند در حالي كه زاهداني چون عمار و ابوذر هستند؟!
عيب چهارم
تعقيد معنوي
يعني آنقدر در جملات، كنايه¬ها و اشاره¬هاي دور از ذهن آورده شود كه فهميدن مطلب نياز به تفكر و تأمل داشته باشد.
مثلا بدون قرينه و نشانه اي كه معناي مد نظر را برساند ، بگوييم: «برف بر پر زاغ نشست» و منظورمان سپيد شدن موي سياه باشد.
عيب پنجم
تتايع اضافات
آوردن تركيب اضافه¬هاي پشت سر هم كه به آن تتابع اضافات مي¬گويند. مانند:
خوابِ نوشينِ بامدادِ رحيل بـاز دارد پيـاده را ز سبيـل
در مصراع اول بيت بالا چهار كلمه ؛ خوابِ ، نوشينِ ، بامدادِ ، رحيل ، پشت سر هم به يكديگر اضافه شده اند ، اضافه كردن عبارات به اين صورت به يكديگر ، فصاحت كلام را دچار ضعف مي كند.
عيب ششم
كثرت تكرار
تكرار كردن كلمه يا كلماتي در متن ـ به صورتي كه زيبا نباشد ـ يكي از معايب از بين برنده فصاحت كلام مي¬باشد. مانند:
يـار ، يار است اگـر يـار وفادار بود يار چون نيست وفادار كجا يار بود [9]
مي بينيد كه در بيت بالا پنج مرتبه ، كلمه يار تكرار شده بدون اينكه زيبايي ايجاد كند ، در نتيجه اين بيت فصاحت كلام ندارد.
فصاحت متكلم
در ادبيات فارسي در تعريف فصاحت متكلم مي گويند: «ملكه¬اي است نفساني كه متكلم به وسيله آن مي¬تواند ، با سخنان شيوا و گويا ، مقصود خود را بيان كند.» [10]
تفتازاني در كتاب مختصر المعاني مي¬گويد: «اگر سخنوري بر حسب اتفاق سخن فصيح به كار ببرد، او را نمي¬توان فصيح گفت مگر اينكه در اثر تمرين و ممارست به گفتار فصيح و شيوا عادت كند حالتي راسخ در او پديد بيايد.»
در اصطلاح مداحي؛ فصاحت متكلم به خود مداح و روش بيان او بر مي گردد و اگر مداح ، كلمات و جملات را به بهترين، مناسبترين و مؤثرترين حالت و سبك بيان كند ، طوري كه بيشترين تأثيرگذاري بر مستمع صورت بگيرد؛ مي گوييم مجلس او داراي فصاحت متكلم بود.
بلاغت
بلاغت يعني جوان شدن و به مرتبه نهايي رسيدن. بلاغت درباره كلمه به كار نمي¬رود و مربوط به كلام و متكلم است.
انواع بلاغت
الف) بلاغت كلام
ب) بلاغت متكلم
الف) بلاغت كلام
اگر كلمه و كلام داراي فصاحت ، بر مقتضاي حال مورد استفاده قرار بگيرد ، اين كلام بلاغت دارد.
خصوصيات كلام بليغ
1. فصيح باشد(فصاحت كلام و كلمه داشته باشد)
2. مطابق مقتضاي حال گفته شود
يعني اگر مقتضاي حال كوتاه سخن گفتن است كوتاه و اگر طولاني سخن گفتن است طولاني سخن بگويد و اگر نياز به تأكيد است، با تأكيد و اگر نياز به تأكيد نيست بدون تأكيد سخن بگويد. [11]
ب) بلاغت متكلم
ملكه¬اي است كه توسط آن مي¬توان هر كلام بليغي را به وجود آورد. [12] گاهي ذاكرين اهلبيت(ع) با كسب علم و تجربه مداوم به سطحي مي رسند كه مي توانند فصيح ترين كلمات و جملات را با فصيح ترين سبك و روش بيان ، بر مقتضاي حال و شرايط مختلف به كار ببرند ؛ اينجاست كه مداح به درجه بلاغت متكلم مي رسند.
در نتيجه ، جمع شدن فصاحت كلمه ، كلام و متكلم با علم معاني(برمقتضاي حال سخن گفتن) مي شود «بلاغت متكلم».
مداح بهتر است به علومي چون معاني، بيان و بديع اشراف داشته باشد و كلام خود را به اين زينت¬ها مزين كند. البته اين زينت ها بايد در حد اعتدال به كار رود، زيرا اصل در سخنوري پرورداندن معنا است. بنابراين بايد لفظ تابع معنا باشد نه معنا تابع لفظ.
معرفي كتابهايي جهت اطلاع بيشتر در زمينه فصاحت و بلاغت
1ـ روش گفتار (علم البلاغه) در معاني و بيان و بديع، تأليف زين الدين جعفر زاهدي.
2ـ فنون بلاغت و صناعات ادبي، استاد جلال الدين همايي.
3ـ معاني و بيان، غلامحسين آهني.
4ـ هنجار گفتار، سيد نصرالله تقوي.
5ـ معالم البلاغه، محمد خليل رجايي.
د) راه تأثير سخن
1ـ چگونگي بيان
ايده و مفهوم و يا نتيجه¬اي كه وارد ذهن مي¬شود به نظر صحيح مي¬رسد مگر اينكه با ايده مخالف روبرو گردد. تلقين ذهن را وادار مي¬كند بدون دليل عقيده¬اي را بپذيرد.
در موقع بيان و نقل قول از منابع و راويان معتبر نكات زير را در نظر بگيريد؛
الف) مطلب را به صورت قاطع و صريح بيان كنيد كه در اين صورت شنوندگان خواهند دانست كه شما درباره چيزي كه مي¬گوييد، يقين داريد.
ب) از منابع و راويان موثق ، محبوب و مشهور نقل قول كنيد.
2ـ شهادت قول و شهادت حال
مداح براي اينكه سخنانش در شنوندگان تأثير كند گاهي ناچار مي¬شود كه عواطف آنان را به خود جلب كند. مثلا براي گفتن سخني غم انگيز، زمينه را براي شنيدن و پذيرش آن در شنونده ايجاد كند. گاهي نيز مداح ناچار مي¬شود براي فراهم كردن زمينه در شنونده اخلاق فاضله را به آنان تلقين كند.
مثلا براي فرستادن سربازان به جبهه نبرد، روحيه شجاعت را القا كند و براي جمع آوري امكانات مالي از روحيه سخاوت سخن بگويد.
بنابراين مداح بايد كوشش كند تا عواطف مخاطب را جلب كند و نيز سخني از او شنيده نشود كه سبب تحقير آنان شود. زيرا مخاطبان در اين شرايط در مقابل مداح به صورت ناخودآگاه جبهه گيري مي¬كنند، اگر چه سخنان او كاملا حق باشد.
اما گاهي مذمت شنوندگان در تأثير سخن اثر مثبت دارد و آن وقتي است كه آنان به فضيلت و خيرخواهي مداح نسبت به خود اذعان دارند و مذمت از جانب او را خير خواهي مي¬دانند نه تحقير.
شهادت قول
يعني اينكه سنت و يا سخني به عنوان شاهد مطلب بيان شود؛ گاهي شهادت قول به صورت استناد به سنت¬هاي قديمي است، زيرا عموم مردم براي سنت¬هاي قديمي ارزش قائلند و اگر سخني به اين سنت-ها استناد داده شده باشد، مورد قبول آنان واقع مي¬شود. مثلا در روضه امام حسين (ع) اشاره كند به سنتي كه به داغداران تسليت مي گويند و تسلي مي دهند اما در كربلا...
گاهي نيز شهادت قول به صورت استناد به سخنان كسي است كه مردم به آنها اطمينان دارند. اگر مداح از سخن چنين افرادي مانند پيامبران، امامان، حكيمان صالح و بزرگان، در مداحي استفاده كند، به تأثير سخن خود در مخاطبان كمك كرده است. مثلا مداح مي خواهد به مستمع بگويد در همه مصائب زندگي بايد هدفدار گريست و براي امام حسين (ع) گريه كرد ؛ و براي اين موضوع روايتي را بيان مي كند كه امام رضا فرمود: يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ [13] اي پسر شبيب اگر خواستي براي چيزي گريه كني براي حسين گريه كن...
شهادت حال
گاهي فضيلت يا شكل طبيعي و شخصيت مداح به عنوان شاهد حالي براي براي مقبول واقع شدن مداح و تأثير پذيري مستمعين مي شود. يعني مداح آنچنان شهرتي در راستگويي و امانت و معرفت داشته باشد كه مخاطبان به محض شنيدن سخنان او سرشان را از روي تصديق تكان دهند.
گاه حركات و خطوط چهره مداح براي شنوندگان پيام دارد، مثلا وقتي مداح با چهره¬اي پريشان و چشماني حيرت زده و دستهايي لرزان به كرسي مي¬نشيند، مخاطبان احساس غم و اندوه و حيرت مي-كنند و نيز هنگامي كه او را با شكل آرام و لبهاي خندان مي¬بينند، احساس شادي و نشاط مي¬كنند. اما اگر مداح در چنين حالاتي بر خلاف تصور مردم برخورد كند، سخنان او از كمترين اثر برخوردار خواهد بود. پس محتوا با شكل و ظاهر مداح بايد متناسب باشد وگرنه تأثير عكس خواهد داشت.
3ـ اعتقاد قلبي ، قصد قربت
يكي ازمهمترين عوامل تأثير كلام، اعتقاد قلبي مداح به حرفهايي كه مي زند واخلاص در مداحي است.
گوينده و دعوت كننده بايد خودش به حرفي كه مي¬زند از روي دليل و برهان معتقد باشد علاوه بر آن بايد خودش به آنچه مي¬گويد عمل كند، چه اينكه خداوند در قرآن مي¬فرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ـ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ » [14]
در غير اين صورت سخن او بر مستمع اثرگذار نخواهد بود. مداح بي عمل «اشد الناس حسرة يوم القيامه» خواهد بود؛ «فمن اسوء حالا منه» پس چه كسي از او بد حال تر است؟
عامل ديگر در تأثير سخن قصد قربت و اخلاص است. يعني مداح بايد به قصد قربة الي الله بخواند نه به قصد پول ، مقام ، شهرت ، خودنمايي ، برتري يافتن بر ديگران و ...
پس هنگامي كه مداح در خواندن خود به غير از خير خواهي مردم و رضاي خداوند، هدف و منظوري نداشته باشد و در دعوت به صداقت و توحيد مطلق و مداحي اهل بيت به غير از خداوند از كسي توقع پاداش نداشته باشد، سخن او در دلها اثر بسياري مي¬گذارد و از پاداش جاودان خداوند بهره و نصيب زيادي خواهد برد. چرا كه پيامبر فرمودند: «الْعُلَمَاءُ كُلُّهُمْ هَلْكَى إِلَّا الْعَامِلُونَ وَ الْعَامِلُونَ كُلُّهُمْ هَلْكَى إِلَّا الْمُخْلِصُونَ وَ الْمُخْلِصُونَ عَلَى خَطَر» [15]
نشانه اخلاص:
در ارشاد ديلمي روايت شده است كه عالم هر گاه سمتي از علمي را فرا گرفت و تواضع او بيشتر شد، علم او براي خداست و الا به قصد دنيا مي¬باشد.
شيخ ابوالفتوح رازي در كتاب تفسير خود روايت مي¬كند از ابوذر كه رسول خدا (ص) فرمودند: «براي هر حقي حقيقتي است و بنده به حقيقت اخلاص نمي¬رسد تا آنكه دوست نداشته باشد براي كاري كه مي-كند مدح شود.» [16]
4 ـ تناسب
تناسب يكي از عوامل مؤثر در تأثير كلام بر مستمع مي¬باشد.
اقسام تناسب
الف)تناسب در اجزاي سبك
ب) تناسب در اجزاي مجلس
ج) تناسب سبك و محتوا
د) تناسب بيان و محتوا
الف)تناسب در اجزاي سبك
بايد فاصله استاندارد بين پرده¬هاي صدا رعايت شود و الا خواندن شما دچار ضعفي مي شود كه عدم تناسب در پرده¬هاي صدا نام دارد. در اين باره در بحث قابليتهاي صدا مفصل سخن گفته¬ايم.
ب) تناسب بين اجزاي مجلس
بين جملات عربي ابتداي مجلس ، شعر ، مقدمه روضه ، روضه ، گريز ، سينه زني و ... بايد ارتباط سبكي و محتوايي لازم وجود داشته باشد و تمام اين اجزاء در يك گروه محتوايي و سبكي باشند.
ج) تناسب سبك و محتوا
تناسب سبك و محتوا سه وجه دارد :
وجه اول: اينكه براي كل مجلس سبكي انتخاب كنيد كه با محتواي كلي مجلس متناسب باشد.
وجه دوم: اينكه در درون محتوا به تناسب لحن و محتوا توجه شود ؛ الحان عبارتند از:
1. عاطفي
2. حماسي
3. مرثيه
4. خبري
اگر محتوا عاطفي است بايد با لحني عاطفي ، اگر حماسي است با لحني حماسي و اگر مرثيه است با لحني تأثرانگيز خوانده شود.
وجه سوم: اينكه شدت مصيبت و حال روضه بايد متناسب با حال مجلس باشد. يعني اگر مجلس حال مناسبي ندارد مصيبت¬هاي سنگين خوانده نشود.
در كل بهتر است مداح براي سنجيدن حال مجلس ابتدا از روضه هاي احساسي استفاده كند. اگر در حال مجلس نتيجه بخش بود و مداح تشخيص داد كه وقت آن رسيده است كه به روضه هاي نگين هم اشاره اي بشود ، اين كار را انجام دهد، و الا به همان روضه احساسي اكتفا كند.
گاهي حالتي پيش مي آيد كه خود مداح غرق در شور و حال و بغض و گريه و ذكر مصائب سنگين مي باشد، در حالي كه مستمع بي تفاوت و بدون ناله و اشك نظاره گر است . در نتيجه ذاكرين بايد به تناسب مقتضاي حال مجلس از روضه ها استفاده نمايند و با دقت در شور و حال مستمع دچار چنين حالتي نشوند.
د) تناسب بيان و محتوا
روش بيان بستگي به شخصي دارد كه از زبان او سخن مي¬گوييم. نقل از زبان خداوند، معصومين، فرزندان معصومين و ... بايد با روش كلامي متناسب با آن شخصيت بيان شود .
مثلا معمولا ترجمه آيات قرآن و احاديث قدسي چون از قول خداوند است؛ با عبارات و بياني كتابي و عالمانه ارائه مي شود.
سخنان پيامبر (ص) و معصومين(ع) وقتي خطاب به انسانهاست با عبارات و بياني كتابي و عالمانه ارائه مي شود. اما وقتي سخن بين خود معصومين است ، با توجه به مقام و رتبه آن معصوم به ديگري عبارات و بيان استفاده مي شود ، سخن مقام بالاتر با بياني عاميانه تر و سخن مقام پايين تر مؤدبانه تر بيان مي گردد.
گاهي سخن از قول فرزندان كوچك و يا نوجوان اهل بيت(ع) نقل مي شود در اين موارد عبارات و بيان كودكانه مي شود و همينطور موارد ديگر...
5ـ مقتضاي حال
يكي از مهمترين عواملي كه تأثير سخن و مداحي را به حد كمال مي رساند بر مقتضاي حال سخن گفتن است.
سعي كنيد با مستمعين مدارا كنيد و سخني كه آنها درك نمي¬كنند بيان نكنيد. زيرا كه نبايد بر ديوار، ساختماني را بنا كرد كه تحمل آن را ندارد. شاعر مي¬گويد:
طفـل را گر نان دهي در جاي شير طفل مسكين را از آن نان مرده گير
معصومين (ع) فرموده¬اند: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ حَدِيثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ» [17]
حتي درباره نقل روايات بايد دقت كنيد كه چه روايتي را در كجا نقل مي¬كنيد. در كتاب شريف كافي نقل شده است كه علوم ائمه دو نوع است؛ يك نوع آن است كه مؤمن كاملا طاقت درك آن را دارد و نوعي مختص ائمه است كه هر كدام به امام بعدي خود مي¬سپارند.
امير مؤمنان در وصيت به محمد حنيفه فرمودند: « يَا بُنَيَّ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ بَلْ لَا تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَم» [18] يعني هر چه را كه مي¬داني براي ديگران مگو.
چه سخناني را براي مردم بگوييم؟
شيخ صدوق در امالي و شيخ مفيد و ديگران در كتب خود نقل كرده¬اند كه امام صادق (ع) به مدرك بني هزهاز فرمودند: «اي مدرك! به اصحاب من سلام برسان و بگو كه با مردم مدارا كنند و آنها را دوست ما گردانند، به اين طريق كه احاديثي را به مردم بگويند كه آنها مي¬توانند قبول كنند و آنچه را انكار مي¬كنند برايشان روايت نكنند.»
حضرت عبدالعظيم حسني از امام جواد (ع) روايت كرده است كه رسول خدا (ص) فرمودند «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم» [19] يعني به ما انبيا امر شده است كه با مردم به اندازه عقل آنها سخن بگوييم. درنتيجه اگر حتي روضه اي را در جايي كه نبايد، بخوانيم گويا سرّ اهل بيت(ع) را فاش كرده ايم. فلذا بعضي روضه ها و مطالب است كه اساتيد در كل عمرشان نمي خوانند ، يا چند مرتبه شرايط خواندن آنها فراهم مي شود.
پس سعي كنيد انواع سخن را بشناسيد و تأثير هر يك را بر شنوندگان بدانيد، و به جا از آنها استفاده كنيد ؛ زيرا هر سخني داراي اثري خاص بر شنونده است.
افلاطون مي¬گويد «وقتي سخنور، شناسايي كامل به احوال نفس پيدا كرد بايد انواع سخن را در نظر بگيردمثلابايدببيندكه فلان گروه رابااين نوع سخن مي¬توان برانگيخت، گروه ديگر را با سخني ديگر» [20]
در كل مداح بايد عالم علم معاني يعني بر مقتضاي حال سخن گفتن باشد كه در بحثهاي قبل هم راجع به آن بحث نموده ايم و در ادامه بحث به چند توصيه اكتفا مي كنيم.
• اگر در مجلسي وارد شديد كه مداحان زيادي حاضر هستند ـ مخصوصا اگر پيش كسوت هستند ـ بهتر است خواندن خود را منحصر به شعر كنيد و به اين صورت مجلس خود را پياده كنيد و حتي المقدورروضه نخوانيدمگراينكه به شما اصرار كنند كه در اين صورت هم روضه را مختصر بخوانيد.
• درمجلس دعا، بهتر است خواندن شعر و روضه مختصر باشد و سبك خواندن هم ملايم و عاطفي ومناجاتي باشدو اگر مناسبت خاصي نبود، توسلي به امام زمان (عج) و امام حسين(ع) داشته باشيد.
• اگر در مجلسي دعوت شديد و قرار است مداح ديگري قبل از شما بخواند، اگر او خواندن خود را تمام كرد و از مردم صلوات گرفت، مجلس خود را از پله اول شروع كنيد؛ چه از جهت مطلب و چه از جهت صوت و لحن. اما اگر مداح قبلي مجلس را در حالت گريه و اوج به شما واگذار كرد، بايد ادامه كار او را دنبال كنيد، يعني از جهت صوت و لحن و مطلب مجلس را به حالت اول مجلس نرسانيد، زيرا در اين حالت در مجلس ايجاد سكته مي¬شود.
• بايد هر سبكي را در جاي خودش و به مقتضاي حال مجلس پياده كنيد. اگر براي افراد مسن مي¬خوانيد بهتر است از سبكهايي استفاده كنيد كه داراي صوت و لحن ملايم هستند و از بلند خواندن و اوج زياد پرهيز كيند. اگر مستمعين شما جوان هستند، از الحان حماسي و صداي بالا و سبكهاي هيجان انگيز استفاده نماييد.
• اگر اكثر مستمعين عوام هستند، بهتر است سبكهايي را در نظر بگيريد كه با آن آشنايي دارند مثل سبك دشتي و ...
• در جايي بخوانيد كه شرايط فراهم است. مثلا جايي كه وقت كوتاه است و مداحان ديگري هم هستند، و يا جايي كه مي¬دانيد نمي¬توانيد حق مطلب را ادا كنيد و يا آمادگي محتوايي و صوتي نداريد از خواندن پرهيز كيند. چه بسا افرادي كه در اينگونه مجالس بخوانند كه اسمشان بين خادمين آن جلسه نوشته شود ولي چون خواندن آنها به جا نبوده است، اسم آنها خط بخورد. چرا كه بعضي مواقع نخواندن خدمت است و اثر تبليغي بيشتري دارد.
• گاهي حال اقتضا دارد كه سخن به طور مفصل بيان شود تا مورد درك و فهم قرار گيرد، و زماني ديگر لازم است كه از مفصل گويي دوري شود و مطلب به اختصار بيان شود. اگر يك قصيده را درجايي كه بايد،بازباني كه بايد،باقالب ومحتواوحنجره¬اي كه بايد،خوانده شودتأثير مضاعف دارد. [21]
6ـ تنوع
يكي ديگر از عوامل مؤثر بر تأثير سخن ، ايجاد تنوع در كلام است كه هم در محتوا و هم در صوت و لحن بايد رعايت ¬شود. تنوع اقسام مختلفي دارد كه عبارتند از:
1. تنوع محتوايي: محتواي كلام را مي¬توان با ايراد مثال ، تشبيه ، اشعار ، مثلها ، شواهد و نظاير تاريخي متنوع ساخت.
2. تنوع در قافيه: در بعضي از قالبهاي شعري مثل قصيده و غزل ، قافيه در مصراع اول و مصراع هاي زوج تكرار مي شود ، اما در قالبهايي چون مثنوي ، مسمط ، ترجيع بند و تركيب بند ، تنوع قافيه بيشتري وجود دارد ؛ ولذا استفاده از اين قالبهاي شعري نوعي تنوع در خواندن ايجاد مي نمايند.
3. تنوع الحان(عاطفي ، حماسي ، مرثيه ، خبري): توجه به الحان متناسب با محتوا خواندن شما را متنوع مي سازد.
4. تنوع بيان(عاميانه ، عالمانه ، شاعرانه ، مكاتبه اي و ...) : استفاده از روش بيان مختلف با توجه به گوينده آن ، تنوع خاصي در بيان ايجاد مي نمايد كه به تنوع كليت خواندن مي افزايد.
5. تنوع پرده هاي صدا : استفاده از پرده هاي مختلف صدا در مداحي ، تنوع قابل توجهي به خاندن مي بخشد.
6. تنوع حجم صدا: كم و زياد كردن حجم صدا متناسب با محتوا و شرايط مجلس ، هم تأثير كلام را بالا مي برد و هم خواندن را از يكنواختي حجمي صدا دور مي كند.
7. تنوع در تحرير: استفاده از انواع تحرير(لرز ، ريز ، پله اي ، و موج) به خاندن زيبايي و تنوع خاصي مي بخشد.
8. تنوع سبكي(گريز سبكي): ورود از سبكي به سبك ديگر را گريز سبكي مي گوييم كه از عوامل ايجاد تنوع در خواندن است .
عوامل گريز سبكي:
الف) گاهي علت گريز سبكي اين است كه مستمع از سبك خواندن اشباع مي شود و مجلس رو به يكنواختي مي رود ، فلذا شما بايد به سبكي ديگر گريز بزنيد تا تنوع لازم در مجلس ايجاد شود .
ب) گاهي مجلس از سبك اشباع نشده بلكه به محتوايي مي رسيد كه با سبك موجود تناسب ندارد ، در نتيجه اينجا گريز سبكي به سبك متناسب با محتوا لازم است.
نكته: لازم به ذكر است كه نبايد در هر مجلسي از گريز سبكي استفاده كنيد ، مثلا در مجلسي كه وقت كم است و لزومي براي گريز سبكي وجود ندارد ، اين كار نه تنها باعث تنوع نمي شود ، بلكه خواندن را به عدم انسجام دچار مي كند.
9. تنوع سرعت بيان: سرعت بيان نبايد يكنواخت باشد بلكه گاهي به تناسب محتوا بايد شمرده تر باشد و گاهي با سرعت بيشتر ؛ شمرده خواني و يا سرعت دادن بيان به تناسب محتوا ، در خواندن ايجاد تنوع مي نمايد.
7ـ تأكيد
كلمات مهم را با تأكيد و كلمات غير مهم را بدون تأكيد بيان كنيد چراكه تأثير گذاري را بالا مي برد . در خواندن ما روي يك سيلاب و يا دو سيلاب كلمه فشار مي¬آوريم و آن را محكم ادا مي¬كنيم و ساير قسمتهاي كلمه را به سرعت ادا مي¬كنيم. در مورد يك جمله هم همين كار را مي¬كنيم، به طوري كه وقتي روي يك كلمه مهم در جمله تأكيد مي كنيم تأثير آن بالا مي رود.
اقسام تأكيد
1. تأكيد با كلمات حتما ، قطعا ، يقينا و ...
2. تأكيد با تكرار يك عبارت
3. تأكيد با لحن
8ـ ايجاد حس مقبوليت
مستمع ممكن است نسبت به شما حس مصونيت و يا مقبوليت پيدا كند، به اين معنا كه در مقابل شما جبهه منفي بگيرد و كلام شما در او تأثيري نگذارد (حس مصونيت) و يا اينكه بر عكس نسبت به شما حالت دريافت و پذيرش مثبت پيدا كند و به راحتي سخن شما را بپذيرد(حس مقبوليت).
سعدي شيرازي مي گويد :
چشم بدانديش كه بركنده باد عيـب نمـايد هنـرش در نظر
گـر هنري داري و هفتاد عيب دوست نبيند به جزآن يك هنر
اگر كسي نسبت به ما انديشه منفي پيدا كند ، هنر ما را هم عيب مي بيند ؛ ولي اگر كسي به ما نظر مثبت داشته باشد ، اگر هفتاد عيب هم باشد و يك هنر ، همان يك هنر را مي بيند.
عوامل مؤثر در ايجاد حس مقبوليت
در ايجاد حس مقبوليت عواملي مؤثر است كه به بعضي از آنها اشاره مي نماييم.
1. ادب و احترام
عرض ادب واحترام درخور وشايسته به مداحان ديگر حاضر در جلسه مخصوصا پيشكسوت ها.
2. بردن نام بزرگان
بيان نام شاعران بزرگ، وقتي شعرشان خوانده مي شود و بيان نام علماي بزرگ ، وقتي مطلبي از آنها نقل مي شود.
3. همراهي با جمع
يك مداح بايد خود اهل شور و حال باشد. برخي مداحان ديده مي¬شوندكه هنگام خواندن ديگران در حالي كه مستمع در حال ناله و سينه زدن و ... است، سرشان پايين است و بي تفاوت به مجلس نشسته¬اند و يا با ديگران گرم صحبت هستند و با مستمعين همراهي نمي¬كنند؛ كه اين حالت از مقبوليت او مي¬كاهد.
4. همراهي مداحان ديگر هنگام خواندن
همراهي و كمك به مداحي كه مي خواند ، در زمزمه و سينه زني ، هم از جهت اخلاقي به رشد ما كمك و عنايت خدا را شاملمان مي¬نمايد، و هم اثر رواني مثبت از جهت مقبوليت بر جمع دارد، زيرا اين كار نشانگر اخلاق حسنه است و در نتيجه بر حس مقبوليت در مستمع مي¬افزايد.
5. احترام به مستمع
بايد مستمع را ميهمان اهلبيت(ع) بدانيم و خود را خادم آنها و احترام مهمانان آل الله بر ما لازم است؛ فلذا بايد از به كار بردن جملاتي چون: "اگر حال نداري و سينه نمي¬زني و گريه نداري برو بيرون" و ... پرهيز كنيم چراكه هم مرضي رضاي خدا نيست و هم از مقبوليت مداح در ذهن مستمع مي¬كاهد. برعكس، شخصيت قائل شدن براي مستمع مقبوليت مداح را بالا مي برد.
6. انتقاد پذيري
اين اصل در ايجاد مقبوليت بسيار مؤثر است علاوه بر اين عدم انتقادپذيري گاهي ريشه در تكبر دارد؛ چنانچه شيخ صدوق در خصال از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمودند: « بين علما افرادي هستند كه اگر كسي آنها را موعظه كند با تكبر آن را نمي¬پذيرند و اگر خودشان كسي را موعظه كنند با مبالغه اين كار را انجام مي¬دهند، اين گروه اهل آتشند و گروهي از علما هستند كه مثل جابران و سلاطين كه ايرادي بر آنها وارد كنند و امر آنها را امتثال نكنند يا در احترام گذاشتن به آنها كوتاهي كنند، غضبناك مي¬شوند كه اين گروه نيز در دركي از آتش هستند.»
7. تعيين نكردن مبلغ
موعظه و ذكر فضايل و مراثي اولياء خدا از مستحبات است و عمل واجب و مستحب از آن خداست. پس انجام عمل واجب يا مستحب براي دريافت اجرت با الهي بودن آن منافات دارد و به همين دليل در اذان و تعليم دادن قرآن منع مؤكد از طي كردن اجرت وارد شده است. حتي گروهي از علما حكم حرمت آن را صادر كرده-اند.
مردي به اميرالمؤمنين عرض كرد: «والله اني احبك» ، به خدا قسم تورا دوست دارم؛ حضرت فرمود: «لكني ابغضك لله» ، اما من به خاطر خدا تو را دشمن مي دارم عرض كرد چرا؟ حضرت فرمودند: چون تو براي گفتن اذان و تعليم دادن قرآن اجرت مي¬گيري. [22]
البته پذيرفتن هديه اشكال ندارد. همان طور كه ابن شهر آشوب در كتاب مناقب نقل كرده است كه عبدالرحمن سلمي به يكي از فرزندان امام حسين (ع) سوره حمد را تعليم داد. وقتي كه فرزند امام حسين (ع) آن سوره را در محضر آن حضرت خواند، امام به عبدالرحمن هزار اشرفي و هزار لباس (صله) داد و دهان او را پر از مرواريد كرد. [23]
طي نكردن علاوه بر محاسن ذكر شده باعث ايجاد حس مقبوليت در مستمع مي¬گردد چراكه مستمعين به طور طبيعي نسبت به مداحي كه تعيين مبلغ مي كند ، نظر مثبتي ندارند .
8. خلق و خو
رفتار نيكو يكي از مهمترين عوامل مؤثر در ايجاد حس مقبوليت است. تواضع، حيا، خوش خلقي، شجاعت در بيان، يكرنگ بودن،عدم گزافه گويي، زياد نخنديدن، زياد شوخي نكردن و عوامل ديگر همه و همه داراي اثرات مثبت زيادي در زندگي فردي ، اجتماعي و ايجاد مقبوليت مي¬باشند.
9ـ استفاده از مقبولات ، مشهورات و مظنونات
مطالبي كه در خطابه¬ها استفاده مي¬شود سه قسم است:
1. مقبولات
2. مشهورات
3. مظنونات. [24]
اين مطالب، مطالبي هستند كه در اعتقاد به آنها نياز به واسطه نيست.
مقبولات: به مطالبي گفته مي¬شود كه از پيشوايان مانند پيامبران و اولياء ، يا از دانشمندان و به طور كلي از كساني كه مردم به آنها گمان نيكو دارند، گرفته مي¬شود. [25]
مشهورات: نوعي از معتقدات است كه به جهت مشهور بودن همگان به آن اعتراف دارند، خواه مستند باشد و يا خير.
مظنونات: مطالبي كه شايد درجه علمي آن يقيني نباشد اما مستند است .
استفاده از اين مطالب در مداحي نشانگر گستردگي اطلاعات مداح است و چون مستمعين زودتر از اينگونه مطالب تأثير مي پذيرند تا مطالب فلسفي و كلامي ، استفاده از مقبولات و مشهورات و مظنونات باعث افزايش مقبوليت مي گردد.
10ـ نوآوري
مطالب كاملا نو و يا كاملا كهنه ، اگر چه قابل توجه است، اما ما دوست داريم به ما چيزي تازه درباره يك مطلب قديمي گفته شود ، اينجاست كه ارزش برداشتهاي لطيف از مطالب قديمي مشخص مي گردد ، اين تبحر كه نتيجه منظر نظر خاص به مسائل است در مستمع حس مقبوليت ايجاد مي كند .
11ـ علاقه
به خاطر داشته باشيد كه علاقه مسري است و اگر شما به شعري كه ميخوانيد علاقه داشته باشيد، مخاطبان هم به آن علاقه نشان خواهند داد ، بعضي از ذاكرين علاقه را در انتخاب مطالب در نظر نمي گيرند و به صرف اينكه مطلبي به دست آمده و يا اينكه مداح معروفي شعري را خوانده از آن استفاده مي نمايند ، اينكه شما به چيزي كه مي خوانيد علاقه منديد خواندن شما را مقبول طبع مردم اهل نظر مي كند.
12ـ عدم تَكَلُّف
تكلف يعني به سختي افتادن، وقتي شما از عبارات و مطالبي استفاده كنيد كه مستمع براي دريافت آن به سختي بيفتد ، اصطلاحا شما دچار تكلف شده ايد. شنوندگان عصر حاضر تمايل دارند مداح براي آنان با زباني بخواند كه اكنون رايج است و از تكلف به دور باشد.
هنگامي كه انسان تحت تأثير احساسات خويش است، وجود واقعي او ظاهر و آشكار مي¬شود. او ديگر در قيد نيست، زيرا احساساتش تمام موانع را از ميان برداشته است. اعمال و گفتارش طبيعي است. او در اين حالت همان است كه هست. اين است راز بزرگ موفقيت در مداحي. ذاكريني كه بدون تكلف و كاملا طبيعي و با احساس مي خوانند خيلي زود مقبول واقع مي شوند.
13ـ اخلاق
بهترين راه مورد اعتماد قرار گرفتن اين است كه شايسته آن باشيم. اخلاق بزرگترين عامل تحصيل اعتبار است. بارها ديده¬ايم كه مداحان باهوش و خبره به اندازه مداحاني كه در حد آنها هوش نداشتند ولي بيشتر صادق و صميمي و با اخلاق بوده¬اند، موفق و مؤثر نبوده¬اند. البته وانمود كردن همدردي و صميميت با مستمع فايده¬اي ندارد بلكه صميميت بايد واقعي و بي غل و غش باشد.
14ـ تجربيات شخصي
راه ديگر جلب اعتماد، استفاده درباره تجربيات شخصي است. اگر شما فقط اظهار عقيده نماييد،ممكن است مردم دليلش را بخواهند. و اگر آنچه را كه شنيده¬ايد برايشان حكايت كنيد و يا آنچه را كه خوانده¬ايد تكرار نماييد، ممكن است مطلبي را كه بيان كرده¬ايد چندان نتيجه اي ندهد؛ ولي آنچه خودتان تجربه كرده¬ايد حقيقي و ناب جلوه مي¬كند و مردم از چنين مطلبي بهره برده و از آن را تأثير مي گيرند.
15ـ معرفي مداح به شنوندگان
بسياري از مداحان نمي¬توانند توجه شنوندگان خود را فورا جلب كنند زيرا به طرز صحيح معرفي نشده¬اند. در اين مورد چه كاري مي¬توانيم انجام دهيم؟ بهتر است ميزان تحصيلات ، تجربه ، خدمات و تبحر مداح توسط مسئول هيأت براي مستمعين ذكر شود ، شناخت بيشتر مستمع به مداح مي تواند پذيرش او را نسبت به خواندن او بيشتر كند.
16ـ اصلاح طرز بيان
مردم درباره ما از طرزي كه حرف مي¬زنيم، قضاوت مي¬كنند. الفاظي كه در موقع تكلم به كار مي¬بريم، اندازه ظرافت ما را نشان مي¬دهند و طرز تكلم ما اندازه تحصيلات و علم ما را نشان مي¬دهند.
ما به چند طريق با دنيا تماس پيدا مي¬كنيم و با اين امور ارزيابي مي¬شويم:
1. رفتار
2. پوشش
3. گفتار
مداحان بزرگ براي آنچه كه مي¬گويند به كتابها مديونند. كتابها! راز مطلب در اينجاست. كسي كه مي¬خواهد بر گنجينه الفاظ خود بيفزايد، بايد ذهن خود را دائم در ادبيات جولان دهد. بزرگي مي¬گويد: «يگانه حسرتي كه هميشه در كتابخانه احساس مي¬كنم اين است كه زندگي كوتاه است و من نمي¬توانم اميدوار باشم به اينكه در كتابخانه به طور كامل از سفره رنگين و مفصلي كه جلوي من پهن كرده¬اند، استفاده كنم.»
بزرگي براي اينكه با عبارت بندي با شكوه و اثر بخش نويسنده¬اي آشنا شود، كتاب آن نويسنده را هشت بار بازنويسي كرد.
مطالعه فرهنگ لغت به طور مداوم و منظم به تقويت فن بيان كمك مي¬كند. شما مي¬توانيد لغات زيبا و نافذ را انتخاب نماييد و در دفترچه¬اي يادداشت كنيد و هر روز به مرور آن بپردازيد.. اگر روزي يك لغت زيبا را به خاطر بسپاريد، در سال 365 لغت ياد گرفته¬ايد و به مرور زمان شما به گنجينه¬اي از لغات زيبا دست خواهيد يافت.
از به كار بردن عبارات فرسوده خودداري كنيد. سعي كنيد الفاظ جديد و ابتكاري را به كار ببريد. تا جايي كه مي¬توانيد اوقات فراغت خود را با حافظ و شعرا و اديبان بزرگ بگذرانيد. اگر اين كار را بكنيد، به طور ناخودآگاه ذهن شما غني شده و طرز بيان شما به شكوه و عظمتي شايسته مي¬رسد.
در هنگام مطالعه وقتي به لغتي نا آشنا برخورديد. به فرهنگ لغت مراجعه كنيد تا معني آن را بدانيد، زيرا بدين واسطه معلومات شما نيز از جهت معاني لغت بالا خواهد رفت و اين امر در طرز بيان شما تأثير زيادي دارد.
ه) چگونه مداحي را پايان دهيم؟
مي¬خواهيد بدانيد در كدام قسمت مداحي خود بيشتر ممكن است بي تجربگي و يا مهارت و استعداد خود را نشان بدهيد؟ در آغاز و پايان مجلس.
در تئاتر يك گفته قديمي رايج است كه به هنر پيشگان مربوط مي¬شود و آن اين است كه «آنها با ورود و خروج¬هايشان شناخته مي¬شوند»
پايان مداحي نقطه استراتژيك آن است. آنچه شخص در پايان مي¬گويد در گوش شنوندگان باقي مي¬ماند و ممكن است بيش از هر مطلب ديگري كه مداح گفته است، در ذهن¬ها جاي بگيرد.
تعيين پايان قبل از شروع سخن
آيا نبايد از قبل پاياني براي مجلس خود در نظر گرفت؟ آيا اين كار عاقلانه است كه در موقعي كه با شنوندگان روبرو هستيد به فكر بيفتيد كه بايد براي سخن خود پاياني بينديشيد، در صورتي كه در اينگونه اوقات، تحت فشار خواندن هستيد و مغزتان هم بايد كار كند تا متوجه باشيد چه مي¬گوييد. آيا عقل سليم حكم نمي¬كند قبلا با فكر و خيالي آرام پاياني براي مجلس خود بينديشيد؟
بايد چندين بار پايان مجلس خود را بخوانيد و روي آن تمرين نماييد. با اين حال عاقلانه¬تر آن است كه براي چند نوع خاتمه آمادگي داشته باشيد، تا با توجه به شرايط از آن استفاده نماييد.
برخي از مداحان هرگز به پايان مطلب نمي¬رسند و در بين راه متوقف مي¬گردند و كلام را منعقد نمي كنند و گويا مستمع منتظر است باز هم مداح بخواند. اين عمل مداح را مبتدي و ناوارد جلوه مي¬دهد. اين كار درست مانند اين است كه كسي ضيافتي را بدون خداحافظي ترك كند.
با مطالعه طريقه مداحي مداحان برجسته و با الگو پذيري از آنها مي¬توان تا اندازه¬اي در اين قسمت تخصص يافت.
1. پايان دادن مجلس با يك كلام شاعرانه:
در بين روشهاي پايان دادن مجلس هيچ كدام قابل قبول تر از آن نيست كه چند بيت شعر مرتبط با متن اصلي خوانده شود. اين اشعار بايد حكم شاه بيت و عالي ترين سطح را داشته باشد چراكه اين قسمت مجلس جاي ارائه اشعار متوسط نيست.
نكته: بايد مداحي را زماني به پايان برسانيد كه مردم هنوز تشنه شنيدن سخنان شما هستند.
بزرگترين و مهمترين سخني كه حضرت عيسي (ع) ايراد كرد: موعظه بر سر كوه است كه مي¬توان تمام آن را در عرض 5 دقيقه خواند.
2. استفاده از عبارات عربي
عباراتي را از روايات ، ادعيه وزيارات و منابع مرتبط استخراج كنيد و به تناسب محتواي اصلي مجلس ، در انتهاي كلام مورد استفاده قرار دهيد.
نمونه هايي از عبارات عربي پيان مجلس را در اين قسمت ذكر مي نماييم:
نمونه قرآني كه معمولا در پايان روضه امام حسين(ع) به كار مي رود:
« وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » [26]
نمونه دعايي كه براي كل معصومين كاربرد دارد :
« صَليَّ اللهُ عَلَيْكُمْ يَا آلَ رَسولِ الله» ـ « صَليَّ اللهُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوََّة»
نمونه مناجاتي :
« إرْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ ارْضَ عَنِّي بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ وَ الطَّوْلِ وَ الاِمْتِنَانِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين » [27]
وبلاگ شخصی